السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
14
تفسير الميزان ( فارسي )
دارد هرگز آن را ترك نمىكردند . . . « 1 » طبرسى در جوامع الجامع از ابى بن كعب از رسول خدا حديثى نقل كرده كه آن جناب در ضمن آن حديث فرموده : سوره انعام يكباره به من نازل شد در حالى كه هفتاد هزار فرشته به بدرقه اش آمده بودند ، و به تسبيح و تحميد زمزمه اى داشتند پس هر كس اين سوره را قرائت كند همين هفتاد هزار ملك به عدد هر آيه اى يك شبانه روز بر او درود مىفرستند . « 2 » مؤلف : همين روايت را در در المنثور به چند طريق از آن حضرت نقل كرده . « 3 » و در كافى بسند خود از ابن محبوب از ابى جعفر احول از سلام بن مستنير از امام ابى جعفر ( ع ) نقل كرده كه فرمود : خداى تعالى قبل از دوزخ بهشت را و قبل از معصيت اطاعت را و قبل از غضب رحمت را و قبل از شر خير را و قبل از آسمان زمين را و قبل از مرگ حيات را و قبل از ماه خورشيد را و قبل از ظلمت نور را آفريد . « 4 » مؤلف : معنى خلقت نور قبل از ظلمت روشن است زيرا ظلمت امرى است عدمى و منتزع است از نبود نور . و اما اينكه نسبت خلقت را به اطاعت و معصيت داده ، صحيح است و لازمه اش جبر و بطلان اختيار نيست زيرا بطلان اختيار مستلزم بطلان اصل اطاعت و معصيت است و با اين حال معنا نداشت نسبت خلقت را به آن دو بدهد ، و حال آنكه داده و اين خود دليل بر اين است كه معناى خلقت و ايجاد در خصوص اطاعت و معصيت نيست تا مستلزم جبر باشد ، بلكه مراد اين است كه خداى تعالى اطاعت و معصيت را مالك است ، همانطورى كه ساير چيزهايى را كه در ملك اويند مالك است ، آرى ، وقتى بندگان را مالك باشد چطور ممكن است اطاعت و معصيت را كه در ملك او واقع مىشود مالك نباشد ، و اين دو از حيطه ملك و سلطنت او بيرون و از مشيت و اذن او بر كنار باشند ؟ و دليلى هم كه دلالت كند بر اينكه خلقت تنها و تنها به معنى صنع و ايجاد بدون واسطه است در دست نيست . آرى اگر چنين دليلى در دست بود ناگزير بوديم تنها چيزهايى را مخلوق خدا بدانيم كه او بلا واسطه آنها را ايجاد كرده باشد ، و اگر هم در جايى گفته مىشد : خدا عدالت و يا قتل را مثلا خلق كرده معنايش اين مىشد كه خدا اراده انسان عادل و قاتل را سلب كرده و او خودش
--> ( 1 ) تفسير عياشى ج 1 ص 353 ( 2 ) جوامع الجامع ص 122 ( 3 ) در المنثور ج 3 ص 302 ( 4 ) روضه كافى ج 8 ص 127 ح 116